۲۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

عبور کن مثل آب....

یه سوال!

اب قوی تره یا سنگ وفولادو اهن؟؟دریا قوی تره یا کوه؟؟

کدومشون محکم ترن؟؟

خب معلومه!کوه!اهنن!فولاد! سنگ!

خیلی بدیهیه نه؟اینو هرکسی میدونه مگه نه؟خب ولی یه چیزی!چرا سنگ بعد یه مدت ساییده میشه!؟خورد میشه؟فولاد چی؟چرا اهن بعد یه مدت دیگه مثل قبل نیست؟چرا اونم بعد یه مدت مستهلک میشه مث قبل نیست؟

ولی آب!یه جا دیدی اب میاد سیل ،همه چیو میشورا میره هیچیشم نمیشه؟دیدی یه جا سیل میاد از همه چی میگذره ها ولی همشو با خودش میکنه میره کوچه ها رو دیدی!

چیشد پس؟مگه اهن و سنگ قوی تر نبودن؟میدونی چیه؟؟!

اهن و سنگ مقاومت میکنن!جلو هرچیزی مقاومت میکنن،چیزیو عبور نمیدن از خودشون جلوش وایمیستن!

اما اب چی؟؟

میگذره میره! انگار نه انگار چیزی بوده!!هیچیشم نمیشه!تازه اگه بخواد ضربش شدیدتره!

دیدی حاالا؟.اینم داستان زندگی ماس!!!!

منو تویی که جلو هرچیز مسخره و بیخود مقاومت میکنیم اهمیتای بیخودی میدیم، میزاریم ذهنمون الکیو بیخود مشغول کنه اینطوری عصبی میشیم!خسته میشیم!

ذهنمونو الکی درگیر یه مشت دری وری میکنیم!جا اینکه به هدفمون فک کنیم!

اما ببین چقد حالمون بهتر میشه اگه رد کنیم بریم!اهمیت ندیم بیخیال باشیم!واسه چیزای مهم وقت بزاریم و فک کنیم بهشون نه یه سری اراجیف!زود بگذریم مثل اب!

از یکی بدت میاد؟؟؟؟هروقت میبینیش ذهنتو مشغول میکنه؟؟؟واسش یه دعا بکن از خدا یه چیزی بخواه دیگه جلوش مقاومت بخرج نده!دیگه ازاین ب بعد وقتی میبینیش ذهنت درگیرش نمیشه!یه ضرب المثلم هست که میگه از هر دستی بگیری از همو پس میگیری!

یا همون کارای خودمون که بخودمون برمیگرده

ببین چقد چیزای خوب واست برمیگرده

شاید حرفام الکی بنظر بیان

اما 2و3روز امتحانش کن

ببین چقد حالوهوات عوض میشه

البته اینم بگم این مقاومت و محکم بودنی که حرفشو زدیم ربطی به اون کم نیاوردن نداره!

فقط هرجا دیدی ذهنت داره درگیر میشه بیخودی اذیت میشی کوتاه بیا بیخیالش شو!

هان؟...

باور کن اینطوری خیلی بهتره!

بهش فک کن....

۳۱ خرداد ۹۴ ، ۰۱:۰۷ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

هنر فاصله ها...

خوب من!!

هنر در فاصله هاست..

زیاد نزدیک بهم میسوزیم و زیاد دور از هم یخ میزنیم...

تو،نباید انکسی باشی که من میخواهم،ومن نباید انکسی باشم که تو میخواهی...

کسی که تو میخواهی از من بسازی یا کمبودهایت هستند یا اروزهایت...

من باید بهترین خود باشم برای تو...

وتو باید بهترین خودت باشی و بشوی برای من...

خوب من!!

هنر عشق در پیوند تفاوت هاست

و معجزه اش نادیده گرفتن کمبودها...

زندگی است دیگر...

همیشه که رنگ هایش جور نیست...

سازهایش کوک نیست...

باید یاد گرفت با هرسازش رقصید...

حتی با ناکوک ترین ناکوکش♥♥♥

۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

یک روز دخ♥تری خواهم داشت....

یک روز....

دخ♥تری خواهم داشت

شبیه خودم...

با چشم هایی که همه دنیایش از پشتش دیده میشود

خودم فدای صورت ماهش میشوم

کاش...

روحش به پدرش برود

مثل مرد ها شود

و همیشه از پس هر زمین خوردنی برخیزد

دلم میخواهد شبیه او قدش به بلندای آسمان شود

مهربانی را یادش میدهم

اعتماد را

اما...

یادش میدهم 

همه دنیایش را با مادرش قسمت کند

حتی خطاهایش را...

آنوقت دیگر هیچگاه تنها نمیماند

نمیگویم دخترم بترسد از مردها

میگویم بترس از گرگ ها

مردها که گرگ نیستند

پدرت فرشته است

که روزی تنهایی مرا لمس کرد

وخواستم راه را

تنها نروم

روزی دخ♥تری خواهم داشت

شبیه خودم...

اما بسیار قوی تر

بسیار بخشنده تر.....


۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

بغضم میگیرد....

بغضم میگیرد وقتی که میبینم پسران شهر با هزاران دختر و شایدم زن میچرخند و میگردند و این اقتضای سنّشان است و همان دختران فاحشه اند... بغضم میگیرد وقتی که میبینم عشق برای پسران میشود "آخی الهی مامان قربون پسرش بره که دلش گیره" و برای دختران میشود "غلط کردی دختره چشم سفید بی ابرو" و آخرش ازدواج با گرگی برای

جسمش...

بغضم میگیرد وقتی که میبینم دخترک جسمش را تقدیم عشقش میکند و در آخر "فاحشه" می خوانندش... بغضم میگیرد وقتی که میبینم پسری که حتّی به پیرزن صاحب خانه رحم نکرده ولی وقت ازدواجش که میرسد دست میگذارد روی پاکترین دختر شهر... بغضم میگیرد که نوشتن از درد دختر بودن لایک میخورد....

بغضم میگیرد از این همه تبعیض

بغض...

۲۶ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۲ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

هنوز هم میشود از نو شروع کرد....


ببخش خودت را

برایِ تمامِ راه های نرفته?

برایِ تمامِ بی راه های رفته

ببخش ،بگذار احساست

قدری هوایی بخورد ...

گاهی بدترین اتفاق ها

هدیه ی زمانه و روزگارند

تنها کافیست خودمان باشیم !

که خود را برای تمامی ِ این بی راه ِ رفتنمان ببخشیم

و به خودمان بیاییم

تا خدا تمامی ِ درهایی که به خیال ِ باطلمان بسته را به رویمان باز کند.

خطاهایت را بشناس

آنها را پذیرا باش

و تنها بین ِ خودت و خدایَت نگهشان دار

این دنیا نامحرم بد دل

نامحرم نامروت زیاد دارد!

تا دست خدا هست؛ تا مهربانیش بی انتهاست

تا می گویی خدایا ببخش

به دورت می گردد و می بوستت و می گوید جانم چه کرده ای مگر؟

دیگر تو را چه نیاز به آدمها ؟

تنها خودت باش و

زیبا بمان

و بگذار با دیدنت

هر رهگذر ِ ناامیدی

لبخندی بزند

رو به آسمان

و زیرِ لب بگوید :

هنوز هم می شود از نو شروع کرد ... !

۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۵۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

جدول زندگی....

صادق هدایت :

توی یک جمع نشسته بودم، بی‌حوصله بودم. مجله‌ای برداشتم ورق زدم،مداد لای آن را برداشتم همینکه توی دلم خواندم سه عمودی،

یکی گفت: بلند بگو، ما هم کمک کنیم!

گفتم یک واژه‌ی سه حرفیه،که از همه چیز برتره ...

حاج آقا گفت: پول

تازه عروس مجلس گفت: عشق

شوهرش گفت: یار

کودک دبستانی گفت: علم

حاج آقا پشت سر هم گفت: پول اگه نمی‌شه طلا، سکه !

گفتم: حاج آقا اینها نمی‌شه.

گفت: پس بنویس مال!

گفتم: حاج آقا بازم نمی‌شه ...

گفت: جاه

خسته شدم با تلخی گفتم : نه نمی‌شه 

دیدم ساکت شد 

مادر بزرگ پیر گفت: عمر

سیاوش که تازه از سربازی آمده بود، گفت: کار

محسن خندید و گفت: وام

یکی از آن میان بلند گفت: وقت

یکی گفت: آدم

دوباره یکی گفت: خدا

خنده تلخی کردم و مداد را گذاشتم سرجایش. دریافتم، هرکس جدول زندگی خود را دارد. تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتی یک واژه‌ی سه حرفی آن هم درست در نمی‌آید.

... 

شاید کودک پابرهنه بگوید کفش

کشاورز بگوید برف

لال بگوید سخن

ناشنوا بگوید نوا

نابینا بگوید نور


ومن هنوز در اندیشه‌ام



 واژه‌ی سه حرفی جدول زندگی هر کداممان چه می تواند باشد ؟

۲۳ خرداد ۹۴ ، ۱۰:۳۳ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

درس هایی که از بازی با بادکنک باید آموخت...

دوستی میگفت:اگه یه روز فرزندی داشته باشم،بیشتر از هر اسباب بازی دیگه ای براش بادکنک میخرم!

بازی با بادکنک خیلی چیزارو به بچه یاد میده:

بهش یاد میده که باید بزرگ باشه،اما سبک،تابتونه بالاتر بره!

بهش یاد میده که چیزاهای دوستداشتنی میتونن توی یه لحظه،حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن،پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه!

و مهمتر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوستداره،نباید اونقد بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده،چون ممکنه برای همیشه از دستش بده!!

۲۲ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۶ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

زندگی کوتاست....

👈 با خواهرت 👉

شوخی کن، ماچش کن، بغلش کن، حمایتش کن واحترامش رو حفظ کن.


👈 داداشتو 👉

محکم بزن به سَر شونش وبگو مخلصیم ، هواشو داشته باش خصوصا وقتی تنهاست وکمک نیاز داره .


👈 مامانتو 👉

کاری کن پیش دوستاش پُزتو بده، کیف کنه از داشتنت ، واسش هدیه بخر ، ازش بخواه دعات کنه ،وگاهی یواشکی پاهاشو ببوس


👈 باباتو 👉

بغل کن، چاییشو بده دستش، بگو برات از تجربه هاش بگه، بشین پای حرفش وخاطره هاش ،گاهی هم دستاش رو ببوس .


👈 دوستت 👉

اگه تنهاست، اگه غم داره تو دلش ،اگه مشکلی داره، تو هواشو داشته باش و تنهاش نذار...


👈 همسرت 👉

رو بغل کن بهش بگو چقدر دوستش داری، اگه از دستش دلگیری به این فکر کن که اون توی تمام آدمای دنیا تو رو برای ادامه زندگی انتخاب کرده،

پس ببوسش ، ازش تشکر کن و بهش وفادار باش.


👌 باور کنیم 👌

روزی هــــــــــــــزار بار میمیره، کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست...


هوایِ هم رو داشته باشیم ..

حتما بهـــــــــــتر میشه ...

شاید یه روز دیگه وقت نباشه ...

شاید ما نباشیم

شاید اون نباشه...

و دیدنش آرزومون بشه‌...

وقت کمه.


زندگی کوتاست !!!

۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۰۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

زیبا بیندیش..،

جهان هر کس به اندازه‌ی وسعت فکر اوست

یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند،

اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این شرکت بود درگذشت.

شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه ساعت 10 دعوت مى‌کنیم.

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند

امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که چه کسی مانع پیشرفت آنها در شرکت شده.

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تبوت مى‌رفتند

ووقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد

و زبانشان بند مى‌آمد.

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود

و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید.

نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:

تنها1نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم خود شمایید.

شما تنها کسی هستید که می توانید بر روی تصورات و موفقیت هایتان اثر گذار باشید.

زندگی شما وقتی رئیستان،دوستانتان،والدینتان شریک زدگیتان تغیر کنند تغیر نمی کنند

زندگی شما وقتی تغیر میکند که شما تغیر کنید.

جهان هرکس به اندازه ی وسعت دید اوست

پس زیبا بیندیش

۱۹ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۴۳ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

دلم میخواهد خداحافظی کنم...

گاهی وقت ها دلم می خواهدخداحافظی کنم…

با همه و بروم بروم جایی که هیچکس را نشناسم

جایی که هیچکس آشنا نباشد

جایی که اصلا هیچکس نباشدکه بخواهد آشنا باشد یا نه !

دلم می خواهددل بکنم از همه مثل او که تمام زندگی ام را دادم که بماند و نماند ! 

دلم میخواهد بروم تنهابی خاطره جایی که من باشم و قلم و چند کاغذ باطله 

که عقده ی تمام بی کلمه گی هایم را خالی کنم دلم میخواهد خداحافظی کنم ! 

۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...