۲۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

من به خودم قول میدهم...

من به خودم قول میدهم که ... آنقدر قوی باشم که هیچ چیز نتواند آرامش ذهنم را برهم زند .

هرکسی را که میبینم با او از سلامتی ، خوشبختی صحبت کنم.


کاری کنم که دوستانم احساس کنند گوهر ارزشمندی در درون آنهاست.

تنها به بهترینها بیندیشم ، تنها برای رسیدن به بهترینها کار کنم و تنها انتظار بهترینها را داشته باشم .


درست به همان اندازه که مشتاق موفقیت خود هستم ، مشتاق موفقیت دیگران نیز باشم .


من به خودم قول میدهم که ... 🔹اشتباهات گذشته را فراموش کنم و تمرکزم را روی دستاوردهای بزرگ آینده بگذارم. 

همیشه سیمایی بشاش داشته باشم و به هر آفریده ی زنده ای که میبینم لبخند ببخشم .


آنقدر روی رشد خود وقت بگذارم که دیگر وقتی برای انتقاد از دیگران نداشته باشم .

آنقدر آزاده باشم که فرصتی به نگرانی ، آنقدر بلند نظر که فرصتی به خشم ،

آنقدر قوی که فرصتی به ترس و آنقدر خوشبخت که فرصتی به بدبختی ندهم.


تصورم از خود نیک باشد و این را به جهان اعلام کنم ؛ نه با صدای بلند ، بلکه با کردار نیک .


با این اعتقاد زندگی کنم که کل جهان طرف من است ؛ مادامیکه به آن بهترینی که در وجودم است ، وفادار بمانم ... ❤❤❤❤❤

۲۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

مامان که شدم...

ﻣﺎﻣﺎﻥ# ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ...

ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻡ# ﻣﯿﮕﻢ ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ

ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯼ ﺧﻮﺷﮕﻞ# ﺷﺪﯼ 

ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺳﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺳﯿﺪﯼ 👰

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺖ ❤

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ# ﺧﻔﻨﻪ 🚗

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ# ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻩ 💲

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺵ# ﺷﻠﻮﻏﻪ 😅

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ# 👈 🏠

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺶ ﺍﺷﮑﺘﻮ# ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ... 😥

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻗﻠﺒﺸﻮ# ﺑﻬﺖ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯿﺪﻩ 💝

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ ﻓﻘﻂ ﺍﺧﻢ# ﻣﯿﮑﻨﻪ 😠

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺸﻮ# ﺑﻬﺖ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ ﻧﻪ ﺗﺨﺖ

ﺧﻮﺍﺑﺸﻮ 🚫

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭﻭﻍ# ﺑﮕﻪ ، ﺍﮔﻪ ﺩﺭﻭﻏﻢ ﺑﮕﻪ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻧﺎﺷﯿﻪ

ﮐﻪ ﺯﻭﺩ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ 🙊

ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﻭﻟﺶ ﻧﮑﻨﯽ ﺑﺮﯼ ﺑﺎ ﯾﻪ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮ# ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﻮﻥ 👈 💰

ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮﺕ ﻏﺮ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﺖ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﺪﻩ# ﻭﻝ ﻧﮑﻨﯽ 💄

ﺑﺮﯼ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺑﯽ ﻏﯿﺮﺕ# ﺑﮕﯽ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﺪﺍﺭﻡ !!! 😲

ﻭﻗﺘﯽ ﭘﻮﻟﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯿﻪ# ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ

ﻧﺸﯽ !!! 🏦

ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ ﺑﺎ ﺑﯿﺨﯿﺎﻟﯽ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ# ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ،ﺷﺎﯾﺪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﭼﺸﺎﯼ

ﺧﺴﺘﺸﻮ ﻧﺒﯿﻨﯽ ⚽

ﺍﻭﻧﯿﻮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻫﻤﻪ# ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ 👈تو👉 باشه... 💑

۲۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۵۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

عشق دوم...

میگن عشق اول مهمه


ولی بیشتر که فکر میکنی میبینی از اون مهمتر عشق دومه


عشق دوم وقتی میاد که برای اولین بار قلب آدم شکسته

نفس آدم گرفته شده

امیدهای آدم از بین رفته

که آدم فهمیده همه عشق ها تا ابد نمیمونن

حتی وقتی آدم فکر میکرده،امیدوار بوده...آرزو میکرده که بمونه


عشق دوم وقتی میاد که اعتماد آدم دیگه صددرصد نیست

همیشه فاصله یکم بیشتر نگه داشته میشه

همیشه آدم یکم مواظب تره

همیشه باورها یکم بیشتر زمان میبره


عشق دوم وقتی میاد...که همه تصویرهای ذهنی آدم از عشق در یک نفر خلاصه میشده و تمام


میدونین عاشق شدن هرچی آگاهی میره بالاتر سخت تره

هرچی دیده باشی و شنیده باشی و تجربه کرده باشی،از سادگیت کم میشه و میدونی باید دلتو دو دستی بچسبی و به هرکسی ندی


کم کم آدم تشخیص میده،واقعی رواز الکی،سطحی رو از جدی،گذرارو ازموندگار


به عشق دوم باید خیلی تبریک گفت

باید دستش گرفت و فشرد و بهش مدال تقدیر داد

چون زمانی تو دل آدم جامیگیره که آدم فکر میکنه و مطمئنه که دیگه عاشق نمیشه ودلشو به کسی غیر اون نمیده .


۲۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۴:۵۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

سرت را بالا بگیر بانو...

سرت را بالا بگیر بانو!


اینکه دلت را شکسته اند ضعف تو نیست...! این ضعف آنهاییست که نامردیشان، سادگى تورا نشانه گرفته بود!!! حواست باشد بانو


اگر به مردی بیش ازحد بها دهی دیگر برای داشتنت تلاش نمی کند

نگاهش سرد می شود

 کلامش بی روح

 دستانش یخ زده

حرف هایش بوی دل مردگی می گیرد و آغوشش بوی هوس... میدانی رفیق...

وقتی دختری را فریب دادی

قبل از اینکه به دوستانت بگویى چقدر احمق بود

زیر لب به خودت بگو من چقدر آشغالم


باید به بعضی پسر ها گفت :

آهای

 حواست باشد..این دختری که به تو دل داده خیلی ها

^^در ارزوی نیم نگاهش^^هستند

لیاقت داشته باش من یک دخترم

وقتی خسته ام

وقتی کلافه ام

وقتی دل تنگم

بشقاب ها را نمیشکنم

غرورت را نمیشکنم

دلت را نمیشکنم

دراین خستگی ها

زورم به تنها چیزی که میرسد این بغض لعنتیست.


۲۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۴:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

بی دغدغه زندگی خواهم کرد...

ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ؛... ﺑﺪﻓﻬﻤﯽ ﻫﺎ 

ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ!

ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ؛ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎ ...

ﮐﺞ ﻓﻬﻤﯽ ﻫﺎ ...

ﺳﻮ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻫﺎ ..

ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ؛...

ﮐﻪ 

ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪﻡ ...

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﮐﻨﻨﺪ ...

ﻭﻗﺖ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺻﺮﻑ 

ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ؛ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻥ ﺧﻮﺩﻡ ...

ﺭﻓﻊ ﺳﻮﺀ ﺗﻔﺎﻫﻢ ...

ﮐﻪ،...ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻢ؛ﻣﻦ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﯿﺴﺘﻢ!

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ،ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ...

ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ....

ﻣﻮﺿﻊ ﺍﻡ، ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﺷﺎﻥ ...

ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ!

ﺗﺎﺯﮔﯽ ﻫﺎ،...ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ!

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻻﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ؛...

ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﮐﻮﺭ ﻭ ﮐﺮ!...

ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ،

ﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﻡ ...

ﺩﯾﮕﺮ،...

ﻧﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﺍﺭﻡ!

ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ...

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺟﺎﻥ ِ ﺩﻝ،

ﻣﻦ ،ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻃﺮﺯ ﻓﮑﺮ 

ﺁﺩﻡ ﻫﺎ نیستم ...

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺧﻮﺍﺳتند؛ 

ﺑﮕﻮﯾند ﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮐﻨند! ...

ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ...

ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺩﻏﺪﻏﻪ،... ﺯﻧﺪﮔﯽ خواهم کرد...!

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤ ا

۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۸:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

رفتنی باالتماس نمی ماند...

ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ

ﻧﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﻧﺪ

ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺒﻮﺩ

ﻧﺪﯾﺪ ﮐﻪ ﻧﺪﯾﺪ


ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ !

ﻣﺮﻭﺭ ﮐﻦ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺭﺍ

ﻣﺮﻭﺭ ﮐﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ

ﻣﺮﻭﺭ ﮐﻦ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼِ ﺯﯾﺮِ ﭘﺎ ﻟِﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ

ﻣﺮﻭﺭ ﮐﻦ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼِ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺶ ﺑﺎ ﺑﻐﺾ ﺧﻨﺪﯾﺪﯼ

ﻣﺮﻭﺭ ﮐﻦ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺭﺍﻫﯽ ﺭﺍ ﺭﻓﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻭﺍﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺍﺷﺘﯽ

ﻣﺮﻭﺭ ﮐﻦ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺧﻂِ ﻗﺮﻣﺰِ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼِ ﺍﻭ ﺳﺒﺰ ﮐﺮﺩﯼ


ﺩﯾﺪﯼ ؟

ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ! ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ !


ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﮕﯿﺮ

ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ


ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺷﮏ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ

ﺑﯽ ﺗﺎﺏِ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼِ ﺗﻮﺳﺖ

ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭِ ﺁﻏﻮﺵِ ﺗﻮﺳﺖ


ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺷﮏ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ

ﻃﻌﻢِ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯼِ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﺪ

ﺧﻂ ﺑﻪ ﺧﻂِ ﺁﻏﻮﺵِ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ


ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯽ ﺷﮏ

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ


ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻭ

ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﺭ ﻗﻠﺐِ ﺗﻮ

ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ

.

.

❤💚💜❤💚💜❤💚💜❤💚💜

.

.

.

رفتنى با التماس نمیمونه😞

بزار بره...

۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۳۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

یک سری دخترا....

.

یک سری دخترا هستن.کلا نوشته هاشون مخاطب نداره


دوست دارن بلند بخندن از ته دل بخندن. اما واسه دلبری نیس


سر به زیرن ولی سر به هواییشون عمدی نیس💌 شیطون اما بی منظور


اگه موزیکشون صداش بلنده از جلف بازیشون نیست. این جوری خوشن


اهل ادا واصول نیستن اما یک وقتایی ناز میکنن نازای دخترونه


حساسن .دل نازکن .یک وقتایی دلشون میشکنه 

لبخندشون رنگ مهربونی داره


لاک صورتیشون.موهاشون وقتی پریشونه


اینا از پاکیشون کم نمیکنه


فقط یکم فانتزی فکر می کنن


عاشق این دختراااام


خودمو میگماااا ^______^ .


۲۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۱:۰۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

عصر تنهایی...

عصر عصرتنهاییست


نگاه که کنی میبینی همه ترجیح میدهند صندلی جلوی تاکسی بنشینند،


همه تلاش میکنند آهنگهاشان را تنهایی گوش بدهند،


هیچکس دوستی را برای همیشه اش نگاه نمیدارد چون اینجورچیزها تاریخ مصرفشان گذشته،


وسیله های آشپزخانه ها نیازی به ما ندارند و دوربینهای عکاسی نیازمند کسی نیست که بتواند بگوید سه،دو،یک.. خودت نگاه کن میبینی سلفی ها و مونوپادها چقدرخوب تنهایی را حفاظت میکنند تا مجبورنشوی از رهگذری در پارک خواهش کنی پرتره ی زیبایی از دوستیهایتان رسم کند و مجبور نشوی لبخندی از اجبار تحویلش بدهی... چون نه دوستی هست نه رهگذری،همه ی رهگذر ها درحال چک کردن پیام هستند،


هرکدام از سرنشینان تاکسی آهنگی را به تنهایی گوش میدهند،


اگر خدایی ناکرده روزی از اجبار سوالی از کسی پرسیدی حتما بابت خدشه دار شدن حریم وسیع تنهایی اش مفصل عذر بخواه،


یادت باشد آن چند نفری که هنوز دوروبرت هستند را نپرانی،


مراقب دوستی هایمان باشیم

.

.

❤❤❤❤❤❤❤❤❤


۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۷:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

امروز را دریابید...

❤ تاوان حرف هایی که نمی توانیم بزنیم...

موهای سفیدی ست که لابلای موهایمان داریم ...

ولی به همه می گوییم ارثیست...!!

اگر عقل امروزم را داشتم کارهای دیروزم را نمی کردم

ولی اگر کارهای دیروزم را نمی کردم عقل و تجربه امروزم را نداشتم !!!

رنجهایم را داخل کیسه ریختم و دم در گذاشتم

اما فرشتگان برایم باز فرستادند

معطر به عطر بهشتی

تا هرگز یادم نرود روزی همین رنجها بود که راه نجات را به من آموخت

همین رنجها بود که راه درست زیستن را به من هدیه داد

رنجهایم را بوسه میزنم و در صندوق گنجهایم میگذارم گذر زمان جواهرشان میکند... از آنچه بر سرتان گذشته نهراسید

حتی فرار نکنید

بلکه دوستش بدارید

همان گذشته بود که امروز شما را ساخته

امروز را دریابید تا فردایی خوش بسازید پس شاد زندگی کنید

۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۲۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...

سادگی درماندگی می آورد...


یک روز از پسِ یک اتفاق؛ بزرگ می شوی ! 

روز اول حالت سنگین می شود

گیج می شوی

هرلحظه گمان می کنی دنیا خراب می شود

وسط سرت

و تمام

روز دوم چشمهایت تب می کند؛ می سوزد

ولی حالت دیگر به سنگینیِ دیروز نیست 

روز سوم 

امان از روز سوم که وقتی به نیمه می رسد

خودت را برمی داری

می روی گوشه ای 

و می باری و می باری و می باری 

به حال تمام خوش باوری هایت

به حال تمام رویاهایت

به حال خواستن هایی که خواسته نشد

حرف هایی که گفته نشد

و دلی که دیده نشد

می باری و می باری و می باری 

و بعد تمام.

از پسِ تمام اشک هایت

بزرگ می شوی 

گفته بودم 

گاهی اتفاق ها درست می افتد 

وسط خوش باوری هایت .

گاهی خدا آنقدر دلش به حالِ

باورهایِ ساده ی ما می سوزد 

که زمین می زند ما را با همان باورها

و بعد کنار ان می ایستد

دستش را دراز می کند

و ما را از دوباره شروع می کند

با یک زخم

که یادمان باشد

گاهی سادگی 

درماندگی می آورد....😞😞

.

.

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤


۱۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شقایق ...