خُب...
راستش کنکور نشد اونی که باید میشد
البته حقم بود:)
بین خودمون باشه اخه خریت از خودم بود
درگیر یه سری حاشیه ها شدم
اما خب خداروشکر الان در امانم

راستش...
شرایطم اصن خوب نیس
حسابی داغونم
تقریبن یه۴روزیه که تنهام و شبا تاصب نمیخوابم
بعد اینکه جواب انتخاب رشتم اومد و میکروبیولوژی قبول شده بودمو
نتونستم که برم
بدجور حالم بدِه😪
فک کردم که لج کنم با خونواده که نذاشتن برم یونی آزاد
اما خب دیدم فقط خودم ضرر میکنم
و اینحوری از کسی که دوسش دارمم دور میمونم
و باید هدفمو فراموش کنم به کُلی
بعد چن روز فکرو تصمیمای عحیب غریب
رسیدم به این که بازم شروع کنم به خوندن
تموم تلاشمو بکنم برا هدفم
"فیزیوتراپی"
خیلی خیلی محتاجِ دعاهاتونم
برام دعا میکنین تو این شبای غم که برا ادامه ی راهِ سختم انگیزمو از دست ندم؟!😢🙏